X
تبلیغات
رایتل
امان از جدایی
ققنوس غریب با خنده
چهارشنبه 10 آبان‌ماه سال 1385
غریبترین ققنوس عالم

http://gh0ghn0us.blogsky.com

آدرس وبلاگ جدید بد نیست

عشق من

تو را از بین صدها گل جدا کردم
تو سینه جشن عشقت رو به پا کردم
برای نقطه ی پایان تنهایی
تو تنها اسمی بودی که صدا کردم
عشق من عشق من
عشق من عشق من
بگو از پاکی چشمه منو لبریز خواستن کن
با دستات حلقه ای از گل بساز و گردن من کن
اگه از مرگ باورها از آدمها دلم سرده
نوازش کن تو دستام رو که خیلی وقته یخ کرده
که خیلی وقته یخ کرده
عشق من عشق من
عشق من عشق من
دیگه دلواپس بودن واسم بسه
دیگه بیهوده پیمودن واسم بسه
زیادیم کرده پژمردن
زیادیم کرده غم خوردن
توی بیداد تنهایی
درعین زندگی مردن
عشق من عشق من
عشق من عشق من
بگو از پاکی چشمه منو لبریز خواستن کن
با دستات حلقه ای از گل بساز و گردن من کن
اگه از مرگ باورها از آدمها دلم سرده
نوازش کن تو دستام رو که خیلی وقته یخ کرده
که خیلی وقته یخ کرده
عشق من عشق من
عشق من عشق من
دیگه دلواپس بودن واسم بسه
دیگه بیهوده پیمودن واسم بسه
زیادیم کرده پژمردن
زیادیم کرده غم خوردن
توی بیداد تنهایی
درعین زندگی مردن
عشق من عشق من
عشق من عشق من

شکست

ای عزیز رفته از دست
ای سفر کرده ی دلتنگ
ای بت شیشه ای من
ای اسیر معبد سنگ
توی معبد دل من
اومدی ساده نشستی
از من و سختی قلبم
عاقبت تو هم شکستی
اگه ما هر دو شکستیم
از شکست هم شکستیم
اگه ما هر دو شکستیم
از شکست هم شکستیم
کاش از اول میدونستم
درد تو درد منم بود
لحظه ای که میشکستی
لحظه شکستنم بود
روبرو آیینه نبودی
کمک من شده بودی
نه یک معشوق نه یک همزاد
روح این تن شده بودی
اگه ما هر دو شکستیم
از شکست هم شکستیم
اگه ما هر دو شکستیم
از شکست هم شکستیم
ندونستم ندوستم
واسه من مثل هوایی
تو شکستنی تر از خواب
خواب ناز بچه هایی
ندونستم رفتن تو
رفتن روح من از تن
معنی نبودن تو
لحظه لحظه مردن من
اگه ما هر دو شکستیم
از شکست هم شکستیم
اگه ما هر دو شکستیم
از شکست هم شکستیم

 

اسیر

ای زندگی من خسته ام تا کی سکوت تا کی اسیر
ای مرگ تن این دست من دستم بگیر دستم بگیر
در سینه ام ای آرزو محض خدا دیگر بمیر
ای لحظه ها من از شما سر خورده ام ترکم کنید
ای روز و شب من آدمی دل مرده ام ترکم کنید
من تا گلو در حسرتم افسرده ام ترکم کنید
از وحشت فردای خود آزرده ام ترکم کنید

ای اشک گرم آروم بریز بر گونه ی بیمار من
لذت ببر ای غم تو هم از این همه آزار من
در لحظه ی بیداد غم کی میشود غمخوار من
ای لحظه ی پایان من این امشب رو فردا نکن
درد بزرگ بودنم را ای زمان حاشا نکن
ای لحظه ها من از شما سر خورده ام ترکم کنید
ای روز و شب من آدمی دل مرده ام ترکم کنید

 

گریه نکن

قسمت میدم پشت سرمن
من مسافر گریه نکن
گریه نکن
گریه نکن
بیشتر از جونم من دوستت دارم
این دم آخر گریه نکن
گریه نکن
گریه نکن
میبرم با خود من کوله بار خاطره ها رو
گریه نکن
گریه نکن
گریه نکن
میخوام ببینی با لب خندون صبح فردا رو
گریه نکن
گریه نکن
گریه نکن
بر میگردم با یه دنیا جلوه های عاشقانه
گریه نکن
بر میگردم که بخونم در وصف تو باز ترانه
گریه نکن
توی دنیا تو رو دارم برای من همین بسه
گریه نکن
خوبترینه بهترینه اون که با من هم نفسه
گریه نکن
گریه نکن
قسمت میدم پشت سرمن
من مسافر گریه نکن
گریه نکن
گریه نکن
بیشتر از جونم من دوستت دارم
این دم آخر گریه نکن
گریه نکن
گریه نکن
میبرم با خود من کوله بار خاطره ها رو
گریه نکن
گریه نکن
گریه نکن
میخوام ببینی با لب خندون صبح فردا رو
گریه نکن
گریه نکن
گریه نکن
بر میگردم با یه دنیا جلوه های عاشقانه
گریه نکن
بر میگردم که بخونم در وصف تو باز ترانه
گریه نکن
توی دنیا تو رو دارم برای من همین بسه
گریه نکن
خوبترینه بهترینه اون که با من هم نفسه
گریه نکن
گریه نکن
توی دنیا تو رو دارم برای من همین بسه
گریه نکن
خوبترینه بهترینه اون که با من هم نفسه
گریه نکن
گریه نکن
توی دنیا تو رو دارم برای من همین بسه
گریه نکن
خوبترینه بهترینه اون که با من هم نفسه
گریه نکن
گریه نکن

سیگارهای تلخ
مرا به خوابهای شیرین بُردَند
کاش می توانستم خوابهایم را
به تصویر بکشم ...

روزگار می گذرد
شب
روز ،
شب
روز
سیگارهای تلخ تکرار می شوند
خواب های شیرین ، اما ...




 


عناوین آخرین یادداشت ها
خوش آمدید
آرشیو
عضویت کاربران بلاگ اسکای
نام کاربری
تعداد بازدیدکنندگان : 19065
X
تبلیغات
رایتل